30 یُمـ  آذر ، دومـینـ سـالـگـــــــردِ  شکـــــل گـــیــریـ  گـــردانِ  ســــایـبریـ  عـــمار

 

تبریک به من، به ما، به او، به آنها (=ایشان)

 

اصل مطلب: هر جا که سخن از انتقاد است ، من بیخود و بی جهت میدرخشم.

 

یک خواهش: لنز ها تمیز ، گوش ها تیز ، حواس ها ریز.

 

یک سر آغاز: به نام خدای حاضر و ناظر بر جبهه ها.

 

یک مقدمه: دیروز جنگ سخت بود که مردها مردانه جنگیدند.امروز جنگ نرم است که

 مردها...

(ببخشید! در خواب ناز بودند،گفتیم بیدارشان نکنیم!چه کاریه خب؟شمام خواب باشی

 بیدارت کنن خوشت میاد؟)

امروز جنگ نرم است که زن ها...

(ببخشید! داشتند برای مردها لالایی میخواندند،گفتیم صدایشان نکنیم!)

 

یک شباهت: دیروز گردان ها بسیار بودند. امروز ما نیز یک گردانیم.

 

یک حاجت: خداوندا! یاریمان کن تا مثل گردان های دیروز ، مردانه بجنگیم.

 

یک خاطره: در جنگ دیروز مادامی که خیمه داشت روی سرمان خراب میشد ، عده ای

دور میـزی گِـرد "دقیقا گـِرد" نشستند. یکی پیشنهاد میداد که: عقب نشینی کنیم. یکی

میگفت: اصلا چرا جنگ؟ دیگری میگفت: صلح کنیم،قائله ختم شود. اما عده ای دوووور از

آن میـز گـِرد ، سرخودانه رفتند و ستون خیمه شدند که اگر نمیرفتند ، الان استکبار بر

خیمه ی ما جفتک می انداخت و ما آن زیر دست و پا میزدیم.بگذریم...

آن عده ی غیور به دلیل سازماندهی ضعیف ، مدتی علیه نیروهای خودی جبهه گرفته

بودند و غافل از خودی بودن ، میزدند به قصد کُشت!!! تا اینکه شهید حسن باقری از راه

رسید و نیروها را سازماندهی کرد.

 

 یک احساس: به شدت احساس میشود که گردان ما یک سازماندهی اساسی نیاز

دارد.گاهی نیروها با جبهه خودی درگیرند.عمق این فاجعه به دلیل ظرافتش به چشم

نمی آید.

 

یک قیاس: گردان های دیروز رزمندگانی داشت با اخلاقِ شهادت و آشنا با الفبای مبارزه

 ، با سنگرهایی بی نظم و ترتیب ولی آنچه که هویدا بود؛جوشش خون غیرت در رگها

بود. می جوشیدند و می خروشیدند و اِرباً اربا میشدند.

گردان امروز ما رزمندگانی دارد (عده ای) با الفبای مبارزه بیگانه ، دارای سنگرهایی

شکیل و مرتب ، سنگرهایی مدرن و به عبارتی دیگر "چهار دیواری اختیاری". سنگربان

هایی خود مختار ، یکی خواب و یکی بیدار،یکی بسیار تقلب کار. که ای کاش همه

بیدار.

هـــــــی روزگار!

جوشش خون رگهای رزمنده های دیروز کجا و ما کجا!

دلیل یا کم خونی است یا ضعف جوشش وگرنه رگ ، رگ است.برای مورد اول "قرص

فولیک اسید" و برای مورد دوم "قرص جوشان" تجویز میشود.

در گردان دیروز ، رزمنده جهت دشمن را میشناخت و به همان سمت شلیک میکرد. در

گردان امروز: عده ای دشمن را میشناسند و عده ای نه! بعضی از سنگرها شلیک های

 موفقی دارند ، یکی شلیک میکند اما به سمت خودی ، یکی حوصله شلیک ندارد ،

 یکی خیال میکند که شلیک کرده ، یکی شلیک میکند تا ابراز وجود کرده باشد ، یکی

 جهت ها را نمیشناسد ، یکی شلیک هایش به دیوار سنگرش میخورد و می افتد در

سنگر خودش (مثال تُف سر بالا) ، یکی بُرد دید کوتاهی دارد شلیک هایش جلوی پایش

می افتد ، یکی شلیک هایش را گذاشته برای اوقات فراغتش ، یکی شلیک میکند از تُف

 ضعیف تر...

 

چند الزام:

- شلیک ها باید بُرنده باشند

- ترکش ها باید از عمق جان گذر کنند

- مکان دشمن ، جهت شلیک ، انگیزه شلیک باید مشخص باشد

- بدون بازخورد ، این احتمال را بدهید که شاید آبی در هاون میکوبید

 

یک پیشنهاد به ریاست محترم گردان:

نیروها را برای مبارزه تربیت کنید ، الگوی صحیح مبارزه ارائه دهید.

 

پیشنهاد به همرزمان:

- باور کنیم که جنگ ، جنگ ثانیه هاست. (قابل توجه اونایی که شلیک هاشون رو

 گذاشتن برای اوقات فراغت)

- به فرموده امام خمینی (ره) (که فرموده اند:جنگ در راس امور است) کمی بیندیشیم

شاید که منجر به عمل شد(با احتمال خفیف در حد خفه شد)

- به جای آب در هاون کوبیدن ، کمی به پلک هایمان استراحت دهیم (قابل توجه اونایی

 که از وب نویسی فقط ضعف بینایی نصیبشون شده)

 

یک حاجت: خداوندا! یک سازماندهی قوی به گردان ما عطا بفرما و سازمان ده را

همچون "حسن باقری" شهادت روزیش بگردان.

 

انتقاد خوب است که سازنده باشد. انشاالله که سازنده بوده باشد.

 

خدایا تو را سپاس!

که در بین زنان و مردان خفته ی عصر ما ، عده ای از دانشجویان شهرستان

استهبان میل به بیداری دارند. خداوندا! عاملش را عمر با عزت در دنیا و شفاعت

 اهل بیت در آخرت عنایت بفرما.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

534490-373428589408349-1191091823-n


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

بگذارید هر چه میخواهند ما را تحریم کنند ، بگذارید هر چه میخواهند ما را تهدید کنند، بگذارید دلشان خوش باشد ، بگذارید سرگرم باشند ، بگذارید در غفلت خود باقی بمانند .گویا آنها این جمله حضرت امام (ره ) را نشنیده یا ندیده اند ...

 

امام روح الله :

ما را از گرسنگی نترسانید ما فرزندان رمضانیم ، ما را از مرگ نترسانید ما فرزندان عاشوراییم ........

 

 

آری ما فرزندان رمضان و عاشوراییم ما را نترسانید....


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام خمینی -تحریم , رمضان- عاشورا


تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

وقتی مشکی مد باشه خوبه ... وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه ... وقتی رنگ عشقه خوبه ! وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه! وقتی لباس شب تو مهمونی ها مشکی باشه با کلاسه ! اما وقتی رنگ چادر من مشکی شد؛ بد شد!!!!!!

افسردگی می آورد !!!!

نبال حدیث و روایت میگردند که رنگ مشکی مکروهه ! مشکی تا جایی که برای شما  لباس بود خوب بود و با کلاس.

به ما که رسید بد شد و من رو متهم میکنید به افسردگی به دل مردگی

دوست دارم چادرم مد شود ..... مشکی رنگ عشق باشد ....

عشق به خدا بدون افسردگی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

گفتی به عموی خود ارادت داری

این بار قسم به دست عباس بیا

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.