موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

از ما، عمل چندانی نخواسته اند! مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است! تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن!
همه میپرسند چه کار کنیم؟ من میگویم: بگویید چه کار نکنیم؟
و پاسخ اینست:گــــــــنــــــــــــاه نــــکــنــیــد.شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است.

آیت الله بهجت

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢ | ٧:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

اگر انسان در این عالم گرفتاری و مشکلات و بلایا ببیند و امواج فتنه‌ها و محنت‌ها بر او روی آورد دیگر دلبستگی به دنیا در انسان کم می‌شود و به آن اعتماد نمی‌کند در این هنگام اگر به عالم دیگری معتقد باشد قهرا بدان جا سفر می‌کند و اگر سفر جسمانی نشود سفر روحانی، یعنی دلش را بدان جا می‌فرستد ..

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

آزمایش در واقع به معنای آشکار ساختن چیزی و خالص نمودن آن از آمیزه های پنهانی آن است. اگر این کار توسط شخصی که بدان آگاه نباشد، انجام گیرد هدف از آن رسیدن به حقیقت آن چیز می‌باشد و اگر آزمایش کننده خود به حقیقت آن چیز آگاه باشد مقصود آن است که دیگران به آن چیز آگاهی یابند. مانند زرگری که می‌خواهد طلای ناخالص را از فردی که ادعای خالص بودن آن را دارد،بخرد آن را آزمایش می‌کند و فروشنده را به خالص و یا ناخالص بودن آن آگاه سازد. امتحان یک سنت همیشگی و جاودانی از جانب خداوند تبارک و تعالی است و امتحان و آزمایش الهی  مخصوص ما جمعیت مسلمان نیست بلکه سنتی است که در تمام امتهای پیشین جاری بوده است.

قرآن می‌فرماید«1»: ما کسانی را که قبل از آنها بودند آزمایش کردیم آنها را نیز در کوره های سخت امتحان افکندیم آنها نیز همچون شما در فشار دشمنان بیرحم و جاهل و بی خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند. همیشه میدان باز بوده و گروهی در این میدان شرکت داشته اند. باید هم چنین باشد چرا که در مقام ادعا هرکس می‌تواند خود را برترین مومن، بالاترین مجاهد و فداکارترین انسان معرفی کند. باید وزن و قیمت و ارزش این ادعاها از طریق آزمون روشن شود. باید معلوم گردد تا چه اندازه نیات درونی و آمادگی روحی با این گفته ها هماهنگ یا ناهماهنگ است ؟

آری باید خداوند بداند چه کسانی راست می‌گویند و چه کسانی دروغگو هستند. بدیهی است خدا همه اینها را می‌داند حتی قبل از خلقت انسانها منظور از علم در اینجا همان تحقق عینی مسائل و وجود خارجی آنهاست و به تعبیر دیگر ظهور آثار و شواهد عملی است یعنی باید علم خدا درباره  این گروه عملاً در خارج پیاده شود و تحقق عینی یابد و هر کسی آنچه را در درون دارد بیرون ریزد.

این است معنی علم هنگامی که در این گونه موارد در مورد خداوند به کار می‌رود. دلیل این مساله نیز روشن است زیرا نیات درونی و صفات باطنی تا در عمل انسان تحقق و عینیت پیدا نکند ثواب و جزا و کیفر مفهوم ندارد. آزمایش برای تحقق بخشیدن به نیات و صفات درونی است و به عبارت دیگر این عالم همچون یک دانشگاه یا یک مزرعه است برنامه این است که در دانشگاه استعدادها شکوفا گردد. لیاقتها پرورش یابد و آنچه در مرحله قوه است به فعالیت برسد.

خداوند امتحان نمی‌کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود بلکه امتحان می‌کند یعنی در معرض بلایا و مشکلات قرار می‌دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود. امتحان نمی‌کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود بلکه امتحان می‌کند و مشکلات و بلایا به وجود می‌آورد که آنکه می‌خواهد به بهشت برود در خلال همین مشکلات خود را شایسته و لایق بهشت کند و آنکه لایق نیست سر جای خود بماند.

اگر انسان در این عالم گرفتاری و مشکلات و بلایا ببیند و امواج فتنه‌ها و محنت‌ها بر او روی آورد دیگر دلبستگی به دنیا در انسان کم می‌شود و به آن اعتماد نمی‌کند در این هنگام اگر به عالم دیگری معتقد باشد قهرا بدان جا سفر می‌کند و اگر سفر جسمانی نشود سفر روحانی، یعنی دلش را بدان جا می‌فرستد.

پس حق تعالی عنایت و الطافش به هرکس بیشتر باشد او را بیشتر از این عالم و زخارف آن پرهیز دهد، و امواج بلیات و مشکلات را بیشتر بر او متوجه فرماید، تا اینکه روحش از این دنیا منزجر گردد و به مقدار ایمانش رو به عالم آخرت رود و وجهه قلبش متوجه به آنجا گردد.

نخستین و مهمترین و بهترین راه برای موفقیت در آزمایش الهی، راه صبر و پایداری است و در قرآن بشارت پیروزی در این راه را تنها به صابران  و افراد با استقامت داده است و دوم توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختیها و مشکلاتش و ایـنـکـه ایـن جـهان گذرگاهی بیش نیست عامل دیگری برای پیروزی محسوب می‌شود و سوم، اسـتمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی و چهارم، توجه به تاریخ پیشینیان و بررسی موضع آنان در  بـرابـر آزمـایـشهای الهی و پنجم، توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ می‌دهد و او از همه چیزآگاه است.
.........................................................................................................................................................................

1. سوره عنکبوت 2،3
چهل حدیث امام خمینی رحمه‌الله‌علیه حدیث پانزدهم
مجموعه آثار استاد حسین انصاریان

 

 

 

 

منبع : اینجا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

...گاهى هم حرفهاى به‌ظاهر آشتى‌جویانه‌اى در این مدت زدند؛ اما هر وقت که لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت کردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى کرده‌اند؛ از تهدید دست برنداشته‌اند؛ نیتشان عوض نشده است.

خنده‌ى تاکتیکى، لبخند و روى خوش تاکتیکى، فقط بچه‌ها و کودکان را فریب میدهد.

یک ملت بزرگ با این تجربه، و مسئولین برگزیده‌ى یک چنین ملتى، اگر فریب بخورند، خیلى باید ساده‌لوح باشند؛
یا باید ساده‌لوح باشند، یا باید غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافیت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند.
والّا اگر مسئولین کشور باهوش باشند، دقیق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نمیخورند. همین رئیس جمهور جدید آمریکا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مکرراً پیغام داد؛ شفاهى، کتبى، که بیائید صفحه را عوض کنیم، بیائید وضع تازه‌اى درست کنیم، بیائید در حل مشکلات عالم با همدیگر همکارى کنیم؛ تا این حد! ما هم گفتیم پیش‌داورى نکنیم؛ ما به عمل نگاه میکنیم. گفتند، میخواهیم تغییر ایجاد کنیم. گفتیم خوب، ببینیم تغییر را. از روز اول فروردین که من در مشهد سخنرانى کردم - گفتم اگر دستکش مخملى روى پنجه‌ى چدنى کشیده باشید و دستتان را دراز کنید، ما دستمان را دراز نمیکنیم؛ این هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه میگذرد. در طول این هشت ماه، آنچه ما دیدیم، برخلاف آن چیزى بود که اینها به زبان، به‌ظاهر ابراز میکنند. صورت قضیه این است که بیائید مذاکره کنیم؛ اما در کنار مذاکره، تهدید؛ که اگر مذاکره به این نتیجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنین و چنان! این شد مذاکره؟! این همان رابطه‌ى گرگ و میش است که امام گفت: رابطه‌ى گرگ و میش را ما نمیخواهیم. بیائید بنشینید با ما سر میز، مذاکره کنید بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هسته‌اى، لیکن شرطش این است که این مذاکره، به فلان نتیجه‌ى معین برسد! مثلاً دست برداشتنِ کشور از فعالیت هسته‌اى، اگر به این نتیجه نرسد، پس چنین و چنان؛ تهدید.

((بیانات امام خامنه ای در 13 آبان 1388 ))

13920506_6723319.jpg

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢ | ۸:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

چه خوش خیال اند.........


افسران - چه خوش خیال اند.........


پیام قرآنی :و اذا لقوا الذین امنوا قالوا امنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزءون
زمانی که با مومنان دیدار می کنند می گویند ایمان آوردیم و هنگامی که با شیاطینشان خلوت می کنند می گویند ما با شماییم ما تنها آن ها را به استهزا می گیریم.
اوباما در دیدار خود با نتانیاهو تمام سخن های خود در رابطه با ایران را پس گرفت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

زانوهای باربی‌ام شکست...

 


باربی

 

 

تقریباً الان همه می‌دانند که «باربی»، یکی از سلاح‌های موثر تهاجم فرهنگی استعمار برای کودکان و حتی بزرگسالان است که خیلی از اهداف خود را با این اسلحه پیش می‌برد که فقط یک نمونه‌اش، الگوسازی در ناخودآگاه ذهن کودکان ماست.

وقتی خاطره‌ای را در این باره می‌خواندم، از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن، غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی را برای فرزند خودش، تبدیل به یک فرصت کردند.

 

 

این خاطره جالب را با هم بخوانیم:

عید اون سال، مامانم بعد از اصرار فراوان، برام یکی از اون عروسک‌ها رو با تمام وسایلش خرید...

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من، لباس درست و حسابی نداشت...

مامانم وارد بازی کردن من می‌شد و می‌گفت: «آخه اینکه این‌طوری نمیتونه بره بیرون...»

و براش یک شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه...

فکر می‌کنید چی شد؟ زانوهای باربی‌ام شکست... چون با من نماز می‌خوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم... و طبعاً یک باربی آمریکایی، عادت به دو زانو و چهار زانو نشستن نداره و اصلاً خم شدن زانوهاش تا این حد طراحی نشده...

 

 

مامانم، خیلی ساده، نذاشت که من مثل باربی بشم، چون باربی مثل من شد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢ | ٦:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

ای روشنای خانه امید، ای شهید

ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است

ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

یاد شهیدان دفاع مقدس گرامی باد

0دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، آموزش در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی  -3

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

 

 

 

 

1166066833120185901151781642002232202221 

 

222229309893415719973242401311822228135. 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ٤ مهر ۱۳٩٢ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()

نزدیک عملیات بود و موهای سرم بلند شده بود باید کوتاهش می‌کردم مانده بودم معطل توی آن برهوت که سلمانی از کجا پیدا کنم. تا اینکه خبردار شدم که یکی از پیرمردهای گردان یک ماشین سلمانی دارد و صلواتی مو‌ها را اصلاح می‌کند.


رفتم سراغش دیدم کسی زیر دستش نیست طمع کردم و جلدی با چرب زبانی قربان  صدقه اش رفتم و نشستم زیر دستش. اما کاش نمی‌نشستم. چشم تان روز بد نبیند  با هر حرکت ماشین بی اختیار از زور درد از جا می‌پریدم.


ماشین نگو تراکتور بگو. به جای بریدن موها، غلفتی از ریشه و پیاز  می‌کندشان! از بار چهارم هر بار که از جا می‌پریدم با چشمان پر از اشک سلام می‌کردم. پیرمرد دو سه بار جواب سلامم را داد اما بار آخر کفری شد و گفت:  «تو چت شده سلام می‌کنی؟ یکبار سلام می‌کنند.»

گفتم: «راستش به پدرم سلام می‌کنم.»


پیرمرد دست از کار کشید و با حیرت گفت: «چی؟ به پدرت سلام می‌کنی؟ کو پدرت؟»

اشک چشمانم را گرفت و گفتم: «هر بار که شما با ماشین تان موهایم را  می‌کنید، پدرم جلوی چشمم می‌آید و من به احترام بزرگ تر بودنش سلام  می‌کنم!»


پیرمرد اول چیزی نگفت. اما بعد پس گردنی جانانه‌ای خرجم کرد و گفت: «بشکنه این دست که نمک نداره...»

مجبوری نشستم وسیصد، چهارصد بار دیگر به آقا جانم سلام کردم تا کارم تمام شد.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : انسان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.