علی علیه السلام

 

 

دل را ز شرار عشق سوزاند علی (ع)

یک عمر غریب شهر خود ماند علی (ع)

وقتی که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز می خواند علی (ع) ؟؟؟

 

 

/ 8 نظر / 12 بازدید
محمد

شق القمری که زاده ی ملجم کرد زنجیر محبت تو را محکم کرد از ساحت عشق ذره ای کم ننمود آن تیغ که در دل حسن ماتم کرد

عمه

شاعر : سید رضا موید مسجد كوفه ببین عزم سفر كرد على با دلى خون ز تو هم قطع نظر كرد على مسجد كوفه مگر مسجدالاقصایى تو كه ز محراب تو تا عرش سفر كرد على رفت آن شب كه به مهمانى امّ كلثوم دخترش را ز غمى سخت خبر كرد على خبر از كشتن خود داد به تكبیر و فسوس هر زمان جانب افلاك نظر كرد على كس چو او روزه یك ساعته هرگز نگرفت چون كه افطار به هنگام سفر كرد على گرچه جانش سفر تیر بلا بود، آخر پیش شمشیر ستم فرق سپر كرد على ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او آنچه اندوخته از خون جگر كرد على گرچه در هر نفسى بود على را معراج غوطه در خون زد و معراج دگر كرد على طاعات قبول ، التماس دعا

مهدی

سلام خدا بر علی (ع) در آنهنگام که به رکوع بود و سلام خدا بر او در آنهنگام که در سجود بود......

یاس

اپمممممممممممممممم

انسان

بسیار زیباس موفق باشید[دست][دست][دست][گل][گل][گل] انسان سهیلا رفیعی [لبخند] بهم سر بزنید

عمه

سلام.با ارزوی قبولی طاعات .التماس دعا شاعر : وحید قاسمی رادمردی مهربان با دست های پینه دار در میان کوچه های شهر غربت رهسپار کیسه های نان و خرما روی دوش خسته اش کیست این مرد غریبه ، با لباسی وصله دار؟ کهکشان ها شاهد غم های بی اندازه اش ماه می گرید برایش چون دل ابر بهار نیمه شب ها لابه لای نخل ها گم می‌شود چاه می داند دلیل گریه های ذوالفقار در کنار چاه هرشب ایستاده جبرئیل تا تکاند از سر دوش علی گرد و غبار چند سالی هست بعد ماجرای فاطمه لرزشی افتاده بر آن شانه های استوار قامت سرو بلندش در هلال افتاده است زیر بار رنج های تلخ و سخت روزگار جای رد ریسمان های زمخت فتنه ها سال ها مانده است بر دست کریمش یادگار

ماری

السلام علیک یا امیرالمومنین

یاس

کاش میدانستی جهانم بی تو الف ندارد بیا اپمممممممم[گل]