فرار از درس

مسئول ثبت نام به قد وبالایش نگاه کرد و

گفت: دانش آموزی؟

- بله 

– می خواهی از درس خواندن فرار کنی؟

ناراحت شد ساکش را گذاشت روی میز باز کرد کتاب هایش را ریخت روی میز و گفت : نخیر! اونجا درسم رو می خونم بعد هم کارنامه اش رو نشون داد پر بود از نمرات خوب!!!!

 DSC01642.JPG

 

 

 

/ 4 نظر / 34 بازدید
مصطفی

با سلام وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

مهدی

حیف که اونروزا جوجه بودم وگرنه یه کاری میکردم تو تمو م کتاب ها به جای حسین فهمیده اسم منو بنویسن.... ای خدا حیف که قسمت نشد خودی نشون بدیم ها.... [مغرور][مغرور][مغرور][مغرور][مغرور][مغرور][نیشخند][نیشخند][زبان][زبان]

عمه

سلام.شماچپ دست هستید؟