هدیه ای برای دوستان

 

همه حجت الله رحیمی رو که یادتون میاد؟

 

 

 

 

 

 

 

              

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 یادش بخیر برای شادی روحش صلوات

عکس های خیلی بهتر و جالب تری هم دارم اما حجمش بالا بود و نشد.

اگر دوست داشتید دستنوشته ها و صدای مداحی و حتی فیلمش رو سرچ کنید یادگاری

خوبی میتونه باشه.

این جمله همیشه ورد زبانش بود او که خود را نوکر مادرش زهرا می دانست:

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید

نوکر بهشت هم برود باز هم نوکر است

یا زهرا (س)

ضمنا وبلاگ شخصی شهید حجت الله رحیمی  (بیرق ما چادر خاکی تو ) و چند تای دیگه که به شهید عزیز مربوط مشه رو لینک کردم . 

/ 6 نظر / 49 بازدید
salehe

[قلب]اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم[قلب] سلام مر30 ازدعوتت[گل]

ع.پ (رهگذر)

برات یه پاسخ گذاشتم دوست من خوشحالم که دوستی از جنس شما دارم

علي ميرزايي

سلام دستت دردنكنه زحمت كشيدي باين پست زيبايي كه گذاشتي من كه لذت بردم [گل][چشمک][منتظر][خوشمزه]

زهرا

خوشا به سعادتشون خدا رحمتشون کنه

اشرف مخلوقات

سلام من تازه اومدم تو وبت. نمیدونم قضیه چیه.چرا اینجوری شده. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گریه]

اشرف مخلوقات

در ميان بسيجي ها از محبوبيت عجيبي برخوردار بود. بچه ها وقتي او را در كنارخود مي ديدند انگار از خوشحالي مي خواستند بال درآورند گاه با شور و هلهله دنبالش مي دويدند. دست بلند مي كردند و شعار مي دادند"فرمانده آزاده آماده ايم آماده.... دوستي مي گفت يك بار پس از چنين قضايايي كه آقا مهدي به سختي توانست خودش را از چنگ بچه هاي بسيجي خلاص كند با چشماني اشك آلود نشسته بود به تأديب نفس... با تشر به خود مي گفت:مهدي خيال نكني كسي شده اي كه اينها اينقدر بهت اهميت مي دهند توهيچ نيستي. تو خاك پاي بسيجياني....." همينطور مي گفت و آرام آرام مي گريست.... شهید مهدی زین الدین